الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ٣١٠ - (باب - ١٣)(آنچه در مورد صفات آن حضرت و رفتار و كردار او روايت شده و آنچه از قرآن در باره او نازل شده است)
عقلهاى خود بدان برسند و يا با رأيهاى خويش بدان دست يابند، يا امامى به اختيار خود بر پا دارند، همانا امامت [منزلتى] است كه خداوند ابراهيم خليل ٧ را پس از نبوّت و خلّت در مرحله سوم بدان مخصوص ساخت و فضيلتى است كه او را به آن مشرّف گردانيد و ذكر او را بدان وسيله بلند گردانيد پس خداى عزّ و جلّ فرمود: «من تو را براى مردم امام قرار دادم»[١] پس خليل ٧ از روى شادمانى آن عرض كرد: «از ذرّيّه من نيز» خداى تعالى فرمود: «عهد من ستمكاران را نمىرسد» پس اين آيه امامت و پيشوائى هر ستمكارى را باطل ساخت و مىسازد [تا روز قيامت] و امامت در افراد برگزيده قرار گرفت، سپس خداى عزّ و جلّ او را گرامى داشت به اين كه امامت را در ذرّيّه او كه برگزيدگان و پاكاناند قرار داد و فرمود: «و به ابراهيم، اسحاق و فرزندزادهاش يعقوب را عطا كرديم و همه را صالح و شايسته گردانيديم و آنان را امامان قرار داديم تا مردم را به امر ما رهبرى كنند و هر كار نيكو را از انواع عبادات و خيرات و بويژه نماز و اداى زكات را به آنان وحى كرديم و آنان نيز به عبادت ما پرداختند».[٢] پس امامت پيوسته در ذرّيه او بود كه قرنهاى پى در پى يكى از ديگرى به ارث مىبرد تا اينكه بالأخره رسول خدا ٦ آن را به ارث برد، پس خداى عزّ و جلّ فرمود:
«همانا سزاوارترين مردم به ابراهيم همان كسانى هستند كه از او پيروى نمودند و نيز اين
[١] البقرة: ١٢٤.
[٢] الأنبياء: ٧٣ و ٧٣.