الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ١٨٥ - (باب - ٧)(آنچه روايت شده در مورد كسى كه نسبت به يكى از امامان شك كند يا شبى را به روز آورد و امام خود را نشناسد، يا دين خدا را پذيرفته باشد بدون امامى كه از جانب اوست)
اين (امام) است، ما نيز مىگوئيم همان امام است، آن حضرت فرمود: اگر او بر اين اعتقاد بميرد، به مرگ جاهليّت مرده است».
شرح: (مراد جماعت بتريّه هستند كه گويند حقّ با همانهاست كه خدا تعيين كرده ولى مانعى ندارد كه مردم خود با رأى خويش هر كه را از آن خاندان خواستند به امامت تعيين كنند و چنانچه تعيين كردند او واجب الإطاعة خواهد بود، و بالأخره به نصّ قائل نيستند و حقّ نصب را منحصر به خدا نمىدانند) ١٧- سماعة بن مهران گويد: «به امام صادق ٧ عرض كردم: مردى ولايت على را دارد و از دشمن او بيزارى مىجويد و هر چه علىّ ٧ بگويد او نيز مىگويد جز اينكه مىگويد آنان در بين خود اختلاف مىكنند و حال آن كه خود امامان پيشوا هستند، پس من نمىدانم كدام يك از آنان امام است، هر گاه خود بر كسى اجتماع كردند، من نيز سخن او را مىپذيرم (و مورد عمل قرار مىدهم) با توجّه به اينكه آگاهى داشته كه امر در ميان آنان است. آن حضرت فرمود: اگر او بر اين عقيده باشد و بميرد، به مرگ جاهليّت مرده است. سپس فرمود: قرآن داراى تأويلى است كه همواره جريان دارد همان گونه كه شب و روز جريان دارد، و همان گونه كه خورشيد و ماه در جريان است، و چون تأويل چيزى از قرآن پيش آيد وقوع مىيابد، پس پارهاى از آن تأويلات فرا رسيده است و پارهاى از آن هنوز پيش نيامده است».