الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ٤٥ - پيشگفتار مؤلف
جانشان آميخته، با اين وجود كه از جانب خداى تعالى حجّت بر آنان تمام شده و مىفرمايد: «همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد و از هم جدا نشويد»[١] و نيز از جانب رسول- خدا ٦ كه در باره خاندانش فرموده: آنان راهنمايان و كشتى نجاتند، و آنان يكى از آن دو حقيقت گرانقدرى هستند كه رسول خدا ٦ جانشينى آنان و گرويدن و چنگ زدن به دامانشان را به ما سفارش فرموده و در گفتار خود كه مىفرمايد: «من پس از خود دو چيز گرانمايه كه عبارت از كتاب خدا و خاندان من است در ميان شما به جاى مىگذارم، ريسمانى كه بين شما و خداوند كشيده شده از يكسر به دست خدا و طرف ديگرش به دست شما است تا آنگاه كه آن را در دست داريد (راهنماى خود ساختهايد) هرگز گمراه نشويد» به كوچك شمردن آن و به آنچه به دست خود فراهم كردند و به اينكه كورى را بر بينائى و هدايت مقدّم شمردند، اين خذلان خداوندى شامل حال آنان شد. چنان كه خداى عزّ و جلّ مىفرمايد: «امّا قوم ثمود ما بآنان راه راست را نموديم ولى ايشان در باره خود كورى و گمراهى را بر هدايت برگزيدند»[٢] و نيز همان گونه كه خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد: «آيا ديدى آن كس كه هواى نفس را خداى خود قرار داد و خداوند او را با دانستگى گمراه كرد»[٣] مقصود خداى تعالى آن كسى است كه دانسته با حقّ ستيزه كرده و آن را سست گرفته و ردّ كرده است، و باطل را گوارا و شيرين انگاشته و در دلش جاى
[١] آل عمران: ١٠٣.
[٢] فصلت: ١٧.
[٣] الجاثية: ٢٣.