الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ٤٥٧ - (باب - ٢٤)(در ذكر اسماعيل بن أبى عبد الله
فرموده بودى كوتاهى نموده، به خاطر من ببخش».
٨- و از زرارة بن أعين روايت شده كه گفت: «بر امام صادق ٧ وارد شدم، و در سمت راست آن حضرت مير فرزندان او موسى ٧ و روبرويش رختخواب و بسترى پوشيده شده قرار داشت، پس به من فرمود: اى زراره، داود بن كثير رقى و حمران و ابا بصير را نزد من بياور، و در اين ميان مفضّل بن عمر به محضر آن حضرت وارد شد، من بيرون رفتم و كسانى را كه آن حضرت دستور به احضارشان داده بود نزد او آوردم، و مردم يك يك از پى هم وارد مىشدند تا اينكه سى نفر در آن خانه جمع شديم، هنگامى كه مجلس پر شد، آن حضرت فرمود: اى داود پوشش روى اسماعيل را برايم كنار بزن، داود صورت او را باز كرد. امام صادق ٧ فرمود: اى داود او زنده است يا مرده؟ داود گفت: مولاى من او مرده است، پس آن را به يكايك افراد نشان داد تا به آخرين كسى كه در مجلس بود رسيد و به جملگى ايشان (اين مراسم را) به پايان رسانيد هر يك از آنان مىگفت: مولاى من او مرده است، پس فرمود: خدايا شاهد باش، سپس دستور غسل و حنوط و در كفن پيچيدن او را داد، هنگامى كه از كار او فراغت يافت به مفضّل فرمود: اى مفضّل كفن را از صورت او كنار بزن، و او كفن را از رويش كنار زد، پس فرمود: او زنده است يا مرده؟ مفضّل گفت: مرده است، فرمود: خدايا بر