الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ١٣٣ - رواياتى از كتاب سليم بن قيس هلالى
انباشته شده بگويد: اى مهدى چيزى به من عطا فرما و او در پاسخ گويد: بگير.
٢٤- عبد اللَّه بن عمر بن خطّاب گويد: رسول خدا ٦ فرمود: «همانا خداى عزّ و جلّ در آن شب كه به گردشى شبانه برده شدم (معراج) به من وحى فرمود: اى محمّد چه كسى را در زمين ميان امّتت به جاى خود گذاشتى؟- در حالى كه خدا خود بدان آگاهتر بود- عرض كردم: پروردگارا برادرم را، فرمود: اى محمّد علىّ ابن ابي طالب را؟
عرض كردم: بلى اى خداى من، فرمود: اى محمّد من ابتدا از مقام ربوبيّت نظرى بر زمين افكندم و تو را از آن اختيار كردم، هيچ گاه يادى از من نمىشود مگر اينكه تو نيز با من ياد كرده شوى، من خود محمودم و تو محمّد، سپس نظرى ديگر بر زمين افكندم و از آن علىّ بن أبى طالب را برگزيدم و او را وصىّ تو قرار دادم، پس تو سرور پيامبران و علىّ سرور جانشينان است، سپس از اسماء خويش نامى مشتقّ ساخته بر او نهادم، «أعلىّ» از نامهاى من است و «علىّ» (مشتقّ آن) نام اوست، اى محمّد، من علىّ و فاطمه و حسن و حسين و امامان را از يك نور آفريدم سپس ولايت ايشان را بر فرشتگان عرضه داشتم،