الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ٣٠٧ - (باب - ١٣)(آنچه در مورد صفات آن حضرت و رفتار و كردار او روايت شده و آنچه از قرآن در باره او نازل شده است)
كه كيسه چرمينى به كمر داشتم كه هزار دينار در آن بود وارد مدينه شدم و با خدا عهد كردم كه آن نقد را بر در خانه شما، يك دينار يك دينار انفاق كنم تا اينكه در آنچه از تو راجع به آن سؤال مىكنم به من پاسخ دهى. پس آن حضرت فرمود: اى حمران بپرس كه پاسخ شنوى و دينارهاى خود را نيز انفاق مكن، پس عرض كردم: شما را به خويشاوندى و بستگى كه با رسول خدا ٦ داريد از شما مىپرسم آيا تو صاحب اين امر و قائم بدان هستى؟ فرمود: نه، عرض كردم: پدر و مادرم فداى تو، پس او چه كسى است؟ فرمود: او شخصى است سرخ و سفيد داراى چشمانى گود و فرو رفته، و ابروانى پرپشت و برجسته و شانهاى پهن و بر سرش حزاز (پوستهاى كه از سر فرو مىريزد) و بر صورتش اثرى است، خداوند موسى را رحمت كند».
٤- حمران بن أعين گويد: «از امام باقر ٧ سؤال كرده به او عرض كردم: آيا قائم تو هستى؟ پس آن حضرت فرمود: زاده و تربيت يافته بيت رسولم و يا خونخواهى كنندهام يا از من خونخواهى كنند، و آنچه خدا بخواهد انجام مىدهد، سپس من سؤال خود را براى آن حضرت تكرار كردم، آن حضرت فرمود: فهميدم فكر تو متوجّه كجا است، صاحب (موعود) تو شكم پهن است و به علاوه بر سرش حزاز دارد، از تبار