الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ٢٠٨ - (باب - ١٠)(رواياتى در غيبت امام منتظر، خليفه دوازدهم
است، سخيف اعتقاد، بىبهره از دين، بىاصل و نسب، فرومايه و جفاكار است، دستان مادرانى نابكار او را براى تربيت دست به دست گردانده است؛ از بدترين تبار و نژاد است؛ خداوند باران خود را از آن نسل دريغ دارد (يا دور باد از ايشان باران رحمت الهى)، در سال اعلام غيبت غايبشونده از فرزندان من كه صاحب پرچم سرخ و بيرق سبز است، اين حادثه پيش مىآيد؛ وه كه آن روز چه روزى براى نوميدان است ميان شهر «انبار» و شهر «هيت»، روز مصيبت بار كردها و خوارج و روز ويرانى مقرّ فرعونها و جايگاه ستمگران و پناهگاه فرمانداران ظالم و مادر شهرها و همتاى شهر عاد، به خداى علىّ كه آن شهر بغداد است اى عمرو بن سعد، اى لعنت خداوند بر گناهكاران از بني اميّه و بني عبّاس، آن خائنانى كه پاكترين فرزندان مرا مىكشند و حقّى را كه من به گردنشان دارم در مورد فرزندانم رعايت نمىكنند و در آنچه نسبت به حريم من انجام مىدهند از خدا نمىترسند. همانا بني عبّاس را روزى از نوع روزهاى سخت و شديد در پيش است و ايشان را در آن روز فريادى است چون فرياد زن باردار به هنگام زاييدن.
واى بر پيروان بني عبّاس در آن جنگ كه ميان نهاوند و دينور صورت خواهد گرفت، و آن جنگ فقراى شيعه علىّ است، سركردگى آنان را مردى از همدان كه نامش چون نام