پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٧٧ - ٢ تكميل ساختار گروه صالحان
دادند، ملزم كردن ياران و پيروان خود به رعايت اصل تقيه بود تا بدينوسيله آنان را از خطر قتل و سركوب و نابودى كه ديرزمانى بود به آن مبتلا بودند نگاه دارند. آن حضرت اين عمل را واجب شرعى مىشمردند كه با ايمان رابطه تنگاتنگ دارد، امام فرمودهاند:
«التقية من ديني و دين آبائي، و من لا إيمان له لا تقيّة له تقيه»؛
تقيه جزء دين من و پدران من است و هركس پايبند به تقيه نباشد در حقيقت ايمان ندارد[١].
از ديگر اصولى كه با تقيه تداخل پيدا مىكند مخفى كردن اسرار است، در اين زمينه امام باقر عليه السّلام در اولين ديدار با جابر بن يزيد جعفى به او چنين توصيه فرمودند كه: تا وقتى در مدينه است به كسى نگويد كه اهل كوفه است بلكه چنين تظاهر كند كه اهل مدينه است.
بعدها همين جابر جعفى از اصحاب سرّ امام محمد باقر گرديد. فعاليت و تأثيرگذارى جابر جعفى در ميان امت به حدى رسيد كه هشام بن عبد الملك دستور داد تا سر او را از بدن جدا كرده و به نزد او در شام بفرستند، اما جابر با استمداد از دستور سرّى امام باقر عليه السّلام اندكى قبل از اينكه خليفه دستور قتلش را صادر كند خود را به ديوانگى زد.
در نامهاى كه خليفه به والى مدينه نوشت چنين آمده بود: مردى را كه به او جابر بن يزيد جعفى مىگويند يافته، سر از بدنش جدا كن و براى من بفرست.
والى رو به اطرافيان خود نمود و پرسيد: جابر بن يزيد جعفى كيست؟
پاسخ دادند: امير به سلامت باد، مردى است كه سابقا داراى فضل و كمال
[١] . اصول كافى ٢/ ٢١٩.