پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٥٢ - هوش امام صادق عليه السلام
اكرم انجام داده است از نزديك ببيند. عمر و عدّهاى از اهالى مدينه تا پنجاه فرسخ به استقبال رسمى خليفه رفته و به او خوشآمد گفتند. هنگامى كه وليد به مدينه داخل شد، مستقيما به مسجد نبوى رفت تا عمليات تعمير را از نزديك ببيند. هنگامى كه وارد مسجد شد، ديد امام باقر عليه السّلام بر منبر نشسته و مشغول درس دادن به شاگردان است. وليد به امام باقر عليه السّلام سلام كرد. امام جواب او را دادند و براى بزرگداشت و احترام او از ادامه درس خوددارى كردند. وليد به امام باقر عليه السّلام اصرار كرد تا درس خود را ادامه بدهند. امام عليه السّلام قبول كرده و به ادامه درس خود كه در موضوع جغرافيا بود، پرداختند. هنگامى كه وليد مقدارى از درس را شنيد، حيرتزده از امام باقر عليه السّلام پرسيد: اين علم چيست.
امام باقر عليه السّلام به او فرمودند: «اين علمى است كه از زمين و آسمان و خورشيد و ستارگان سخن به زبان مىآورد.» ناگهان چشم وليد به امام صادق افتاد. به حاكم مدينه عمر بن عبد العزيز رو كرد و گفت: اين كودك كه در ميان اين مردان نشسته است كيست؟
عمر رو به وليد كرد و گفت: اين جعفر پسر محمّد باقر است.
وليد پرسيد: آيا او قادر به فهم و هضم اين درس مىباشد؟
عمر به او توضيح داد كه اين كودك داراى قدرت علمى بالايى است و گفت: او در ميان همه اين شاگردان باهوشترين است و بيشترين سؤال را او مىكند.
وليد مبهوت شده و امام صادق عليه السّلام را به حضور طلبيد. هنگامى كه امام در برابر او ايستاد، وليد از او پرسيد: نامت چيست؟
امام صادق عليه السّلام كه در سنّ كودكى بودند، با زبانى فصيح به او فرمودند: «نامم جعفر است».