پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٩٥ - امام صادق عليه السلام در ملكوت اعلى
منصور دوانيقى دايره فشار را بر امام صادق عليه السّلام تنگتر كرد. او منزل آن حضرت را با جاسوسهاى فراوان احاطه كرد. آنان هر كارى كه از امام صادق عليه السّلام صادر مىشد ثبت و ضبط كرده و به منصور گزارش مىدادند. از امام صادق عليه السّلام درباره مشكلاتى كه از اين فشارها متحمّل مىگرديد اينگونه روايت شده است كه فرمود:
سلامتى كمياب شده، تا جايى كه راه بدست آوردن سلامتى مخفى شده است. امّا اگر در اين زمانه سلامتى پيدا شود در گمنامى است و اگر در گمنامى پيدا نشد شايد كه در سكوت پيدا شود، سعادتمند كسى است كه در نفس خود خلوتى بيابد كه به خود مشغول شود[١].
امّا منصور بىاعتنا به ننگ و آتش جهنّم مصمّم بر قتل امام عليه السّلام شد[٢].
او سمّ مهلكى را براى حاكم مدينه فرستاد و او نيز آن سم را به امام صادق عليه السّلام نوشانيد، هنگامى كه امام از آن سم خوردند اعضاى دستگاه گوارش آن حضرت پارهپاره شد و آن حضرت با دردهاى سخت دست به گريبان شده و ديگر يقين كردند كه به آخرين مراحل حيات و زندگى شريف خود نزديك شدهاند.
هنگامى كه امام عليه السّلام نزديك شدن مرگ را احساس كردند شروع به وصيّت كردند كه از ميان آن وصيّتها به چند فقره از آن اشاره مىكنيم:
الف- آن حضرت وصيّت كردند كه به حسن بن على معروف به افطس هفتاد دينار بپردازند، كسى به آن حضرت گفت: آيا بر مردى كه با شمشير به تو حمله كرده است، پول مىبخشى؟ امام صادق عليه السّلام فرمودند: «واى بر تو، آيا قرآن
[١] . حياة الامام موسى بن جعفر ١/ ٤١٢.
[٢] . نور الابصار/ ١٣٣، الاتحاف بحبّ الاشراف/ ٥٤، سبائك الذّهب/ ٧٢.