پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٨٦ - امام صادق عليه السلام شيعه را براى ادامه راه خود آماده مىكند
صادق عليه السّلام اينچنين شرح كرد و گفت: من شهادت مىدهم كه خدايى جز اللّه نيست و اينكه محمّد فرستاده خداست و شما- يعنى ائمّه- يكى پس از ديگرى امام من هستيد تا اينكه به امام صادق عليه السّلام رسيده و سپس گفت: و اسماعيل بعد از شما! امام صادق عليه السّلام فرمودند: «امّا اسماعيل، نه، او از ائمّه نيست»[١].
فعاليّت دوّم: عليرغم جنگ سردى كه بين منصور و امام صادق عليه السّلام بود، مىبينيم كه امام صادق عليه السّلام براى اينكه امّت را حفظ كند و روح عدم پذيرش را در آنان زنده نگه دارد و حركت آنان را تضمين نمايد، به برقرارى ارتباط با حكومت وقت مىپرداخت. چرا كه بيم آن داشت كارشكنىهاى منصور در شيعيان او حالتى از شكست در اجراى برنامههاى آن حضرت ايجاد كند.
١. روزى ابو جعفر منصور به امام صادق عليه السّلام گفت: من مىخواهم كه مدينه را ويران كنم و نفسكشى در آن باقى نگذارم.
امام صادق عليه السّلام به او فرمودند: اى امير المؤمنين!، من چارهاى جز خيرخواهى و نصيحت تو نمىبينم. اگر مىخواهى نصيحت مرا بپذير، اگر هم نخواستى نپذير.
سپس امام صادق عليه السّلام فرمودند: در پيشينيان تو سه نفر بودند و تو مىتوانى به هر كدام از آنها كه خواستى اقتدا كنى. ايّوب عليه السّلام كه مبتلا به بلاهاى مختلف شد و صبر كرد، سليمان عليه السّلام كه نعمت دنيا به او داده شد و شكر كرد، و يوسف عليه السّلام كه قدرت بر انتقام پيدا كرد و گذشت كرد. منصور گفت: من نيز گذشت كردم[٢].
٢. عبد اللّه بن سليمان تميمى گويد: هنگامى كه محمّد و ابراهيم دو پسر عبد اللّه بن حسن كشته شدند، مردى به نام شبّة بن عقّال به عنوان والى منصور
[١] . الغيبة ٢٢٤ و به نقل از آن بحار الانوار ٤٧/ ٢٦١.
[٢] . امالى طوسى ٥٠ ح ٦٦ و به نقل از آن بحار الانوار ٤٧/ ١٨٤ و ر. ك مناقب آل ابى طالب ٤/ ٢٥١، كشف الغمّة ٢/ ٤٢٠.