پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٥ - بخش دوم برداشتهايى از شخصيت حضرت امام صادق عليه السلام
حضرت در مدينه اقامت داشته و شيعيان و منسوبينش از دانش او بهرهمند شده و اسرار علوم را بر نزديكانش مىگشود، سپس مدتى در عراق رحل اقامت افكند و هرگز در رابطه با مسئله امامت و رهبرى اقدامى انجام نداده و در امر خلافت با كسى به كشمكش نپرداخت[١]، بديهى است، كسى كه در درياى معرفت غرق شده طمع شنا در رودخانه خلافت را نداشته و آنكه بر ستيغ حقيقت صعود كرده باشد بيمى از فرود نخواهد داشت[٢].
خوارزمى متوفاى ٥٦٨ ه در كتاب مناقب ابو حنيفه از قول او نقل مىكند كه گفت: من فقيهتر از جعفر بن محمد نديدهام. و گفت: اگر آن دو سال نبود نعمان هلاك مىشد. مراد ابو حنيفه از آن دو سال، سالهايى است كه از امام صادق عليه السّلام كسب علم كرده است[٣].
ابن جوزى زنده در ٥١٠- ٥٩٧ ه گويد: جعفر بن محمد بن على بن الحسين، همواره چنان به عبادت مشغول بود كه هيچگاه به فكر رياستطلبى نيفتاد[٤].
محمد بن طلحه شافعى متوفاى ٦٥٢ ه درباره امام صادق چنين نوشته است: او از بزرگان و سروران اهل بيت عليهم السّلام بود وى داراى دانشى سرشار، عبادتى بسيار، پارسايى آشكار و هميشه در حال ذكر بود، معانى قرآن را دنبال كرده و از ژرفاى آيات آن گوهرهاى معنا را استخراج نموده و به نتايج عجيب دست مىيافت، وقت خود را براساس نوع عبادتى كه انجام مىداد تنظيم كرده بود تا بتواند بر همان اساس اعمال خود را محاسبه كند، ديدارش انسان را به
[١] . البته اگر منظور شهرستانى، درگيرى آشكار از قبيل جنگ و سازماندهى تشكيلات فعال سياسى باشد صحيح است وگرنه ما اين حرف را قبول نداريم.
[٢] . الملل و النحل ١/ ١٤٧.
[٣] . مناقب ابو حنيفه ١/ ١٧٢، تحفه اثنى عشريه ٨.
[٤] . صفوة الصفوة ٢/ ٩٤.