پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢١٦ - ١ تازههاى سياسى
پليد او همچنين واقعه حرّه كه واقعه بسيار دردناكى بوده و در آن يزيد بيعت بندگى از مردم مدينه گرفته و مدينه را سه روز بر سپاهيان خود مباح كرد.
امّت اسلام كلام عبد الملك مروان را فراموش نمىكنند كه گفت: هركس مرا به پرهيزكارى سفارش كند گردنش را با شمشير مىزنم[١] و همچنين كشتن زيد بن على عليه السّلام و به دار كشيدن و آتش زدن پيكر شريفش به دست طاغوت زمان هشام بن عبد الملك.
مردم مىديدند كه واليان اموى گذشته از گرفتن مالياتهاى سخت، خود نيز اهل فساد بوده و بوسيله اشاعه روح قبيلهاى وحدت صفوف امّت اسلام را از بين برده و آنها را دوباره به طايفههاى گوناگون متفرق كرده بودند. آنان حتّى در پرداختها، امتيازات خانوادهاى و قبيلهاى را روا مىداشتند و مسلمانان غير عرب را تحقير كرده، آنها را برده خود مىدانستند.
اينچنين بود كه در عرصه فكر و انديشه و فقه نظرياتى پيدا شد كه هيچ گونه مشروعيتى براى نظام اموى قايل نبود و اين افكار در ميان همه اقشار جامعه گسترش يافته، عليرغم موضع منفى سلطنت نسبت به علويان، مدح آنان در ميان مردم رايج گشته و آنان بدون ترس از جلوگيرى دستگاه دولت به مدح و ثناى علويان مىپرداختند.
اينچنين بود كه امّت به واسطه تراكم ظلم اموى اين آمادگى را پيدا كرد تا هر جانشينى كه بخواهد او را از كابوس حكومت اموى برهاند قبول كند، شايد كه به اين وسيله به عدالت و مساوات دست يابد. چنين جوّى باعث بروز گرايشها و دعوتهاى سياسى شد كه در راستاى دستيابى به خلافت، امّت
[١] . سيوطى، تاريخ الخلفاء ٢١٩.