پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢١٥ - ١ تازههاى سياسى
بخش نخست پايان حكومت اموى و آغاز حكومت عباسى
١. تازههاى سياسى
در اين مرحله تاريخى حيات نظام اموى، پس از آنكه اين نظام در ديدگاه امّت اسلام همه توجيهات مدنى، عقيدتى و يا سياسى خود را از دست داد، و در دست او بهجز منطق شمشير كه آخرين اهرم قدرت در اداره امور جامعه مىشود باقى نماند، به خودى خود رو به سقوط و افول رفت و علىرغم خشونت و سنگدلى آخرين خليفه اموى (مروان) كه به قاطعيّت معروف بود منطق شمشير نيز نتوانست در برابر اراده امت دوام چندانى بياورد.
امّت اسلام ضرورت رهايى از طغيان اموى را درك كرده و به اين باور رسيده بود كه بايد در برابر آن بهپا خيزد. ديگر آنقدر ستمهاى بنى اميّه نسبت به خاندان پيامبر اكرم در ذهن امّت اسلام متراكم شده بود كه ديگر چيزى به دست واعظان دربارى باقى نمانده بود تا قرآن و حديث را ابزار دفاع از صورت كريه و استبدادى حكومت بنى اميّه كنند. ظلم و ستم بىحدّى كه از مسموم كردن امام حسن مجتبى عليه السّلام به دست معاويه آغاز شد سپس سبّ و لعن حضرت على عليه السّلام كه برادر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و پسر عموى او و داماد گراميش بوده به نحوى كه سبّ و لعن آن حضرت را به عنوان سنّت قرار داد، سپس قتل امام حسين عليه السّلام ريحانه رسول خدا و خاندان و ياران پاكش به دست يزيد و عمّال