پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٥٩ - ٣ محور روحى و اخلاقى
فرمودند: «آيا تشنهاى؟» مرد پاسخ داد: آرى. امام عليه السّلام فرمودند: «اى مصادف، پياده شو و به او آب بنوشان.» من پايين آمدم و او را سيراب كردم. سپس سوار شده و به راه خود ادامه داديم. به آن حضرت عرض كردم: اين مرد نصرانى بود. آيا شما بر شخصى نصرانى تصدّق مىكنيد؟ امام پاسخ دادند: «اگر آنان به اين حال افتاده باشند، آرى»[١].
امام صادق عليه السّلام روى گرداندن از مؤمن محتاج كمك را حقير شمردن او دانسته و حقير شمردن مؤمن را حقير شمردن اهل بيت عليهم السّلام تلقّى مىكردند.
گروهى از اصحاب نزد آن حضرت بودند. امام صادق به آنان فرمود: «شما را چه مىشود كه ما را حقير مىشماريد؟» يكى از اهل خراسان برخاست و به آن حضرت عرض كرد: پناه بر خدا كه ما شما را يا دستورى از اوامر شما را حقير بشماريم.
امام صادق عليه السّلام فرمودند: «تو خود يكى از همان كسانى هستى كه مرا حقير شمردهاند».
مرد گفت: پناه بر خدا از اينكه من شما را حقير شمرده باشم!! امام صادق عليه السّلام به او فرمودند: «واى بر تو، آيا هنگامى كه نزديك جحفه بوديم صداى فلانى را نشنيدى كه به تو مىگفت به اندازه يك ميل مرا بر مركب خود سوار كن كه من از رفتن ناتوان شدهام؟ به خدا قسم كه تو سر برنداشتى تا صداى او را بشنوى. تو او را حقير شمردى و هر كس مؤمنى را حقير بشمارد ما را حقير شمرده و حرمت خداوند متعال را شكسته است»[٢].
امّا در بعد دوّم چنانكه گفتيم در مجموعهاى از سفارشات، نامهها، مناظرات و راهنمايىها نمود پيدا مىكند كه امام عليه السّلام در خلال آنها به درمان ناكامى روحى كه امت اسلام گرفتار آن شده بود پرداخته، و آنها را به سطحى از ايمان رسانده كه مورد خواست صاحب رسالت اسلام بوده است.
[١] . وسائل الشيعة ٦/ ٢٨٥ حديث ٣.
[٢] . الامام الصّادق و المذاهب الاربعة ٢/ ٢٦٩.