پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٢٤ - جهتگيرىهاى فكرى منحرف در زمان امام صادق عليه السلام
بدينگونه زشت و بىاعتبار ساخته و ضربهاى به پيروان اهل بيت از اين راه وارد آورد. ابو عبّاس بغوى گويد: در محله غربى كوفه در كنيسهاى به نام دار الرّوم بر فثيون نصرانى داخل شدم و بين ما سخنانى گذشت. من از فثيون در رابطه با ابن كلاب سؤال كردم. فثيون گفت: خداوند عبد اللّه (ابن كلاب قطّان) را بيامرزد. او به نزد من مىآمد و در آن گوشه مىنشست- به ناحيهاى از كليسا اشاره كرد- او احاديث مرا نقل مىكرد و اگر بيشتر زنده مىماند، ما مىتوانستيم همه مسلمانان را به دين نصرانى درآوريم.
غلات معتقد بودند كه چيزهاى روحانى مانند ملائكه مىتوانند با جسد جسمانى ظهور كنند و اين امر از نظر عقلى محال نيست. حال اين مطلب يا در جانب خير است مانند ظهور جبرئيل عليه السّلام در برابر بعضى از اشخاص به صورت يكى از اعراب. و از ناحيه شر مانند ظهور شيطان به صورت انسان تا اينكه شرّ و بدى را به صورت انسانى به انجام برساند. يا ظاهر شدن جنّ به صورت بشر تا اينكه بتواند با زبان انسانى سخن بگويد. به همين ترتيب آنها مىگويند:
خداوند متعال نيز مىتواند به صورت اشخاص ظاهر شود. و چون بعد از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله كسى برتر از حضرت على عليه السّلام نبوده و بعد از او هم فرزندان آن حضرت به اين كرامت اختصاص يافته و آنها بهترين خلق خدا مىباشند، خداوند به صورت آنها جلوه كرده و به زبان آنها سخن گفته و با دست آنها كار مىكند. و به خاطر همين، اسم «الهيّه» بر آنها نهاده شد!! آنها اين خصوصيّت را فقط به حضرت على عليه السّلام داده و ديگران را از اين خصوصيّت بىبهره مىدانستند. چرا كه به اعتقاد آنان خداوند متعال امير المؤمنين عليه السّلام را در