پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٢١ - جهتگيرىهاى فكرى منحرف در زمان امام صادق عليه السلام
آمدن آنها شدهام. اين خبر به امام صادق عليه السّلام رسيد. امام صادق با رساترين برهانها كلام او را باطل كردند: اگر او آنها را آفريده است بگويد كه تعداد آنها چندتاست؟ چندتا از آن كرمها نر و چندتا از آنها ماده هستند؟ وزن هركدام از آنها چقدر است؟ اگر او آنها را آفريده است، دستور بدهد تا از اين صورتى كه هستند به شكل ديگرى درآيند[١].
٣. اعتزال: پس از تعارض ميراث حديثى و تفسيرى بنى اميّه با عقل سليم، خوارج و مرجئه نيز در حكم مرتكب كبيره به تعارض رسيدند و فرهنگى كه در ظاهر قرآن كريم جمود كرده بود، از حلّ اين مشكل عاجز مانده نتوانست به سؤالاتى كه در حالت رويكرد به فرهنگهاى ديگر پيش مىآيد، جواب گويد.
از اينجا بود كه افكار معتزله در پاسخ به نيازهاى حاصل از پيشرفتهاى مدنى در كشور اسلامى و بسيارى سؤالاتى كه از سوى حركات الحادى مطرح مىشد ظهور كرد. در آن زمان تفكّر معتزلى، اعتماد كامل و مطلق بر ظاهر حديث را ردّ كرده و به اهل حديث هجوم آورد كه چرا عقل را تعطيل كرده و هركس را كه با آنان به بحث و مناقشه بپردازد كافر مىخوانند.
خط سياسى معتزله: معتزله كمككار حكومت وقت بوده و به سياست حاكم بر زمان خود خدمت كردند. آنجا كه به مقدّساتى كه در ضمير امّت و فكر آنها نهفته بود، حمله كردند. آنان اين مطلب را ابراز كردند كه لازمه امامت و خلافت برترى ذاتى و علمى نيست. بلكه مىتوان آن كس را كه برتر نيست با وجود شخص برتر، به خلافت و امامت برگزيد و همين مطلب را دليل بر مشروعيت خلافت امويان و عبّاسيان دانستند. احمد امين گويد: جرأت معتزله
[١] . امالى مرتضى ١/ ٢٨٤.