پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٢٠ - جهتگيرىهاى فكرى منحرف در زمان امام صادق عليه السلام
از حمّاد بن عثمان روايت شده است كه گفت: از امام صادق عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود: «زنادقه و بىدينان در سال ١٢٨ هجرى ظهور خواهند كرد. چرا كه من مطلب را در مصحف حضرت فاطمه زهرا عليها السّلام ديدهام»[١].
جوّ فكرى كه حكومت بنى اميه ايجاد كرده بود، هرگونه سؤال، اشكال و ايرادى را بر افكار صادر شده از سوى حكّام گناهى نابخشودنى دانسته و چنين حكم مىكرد كه انسان فقط بايد شنونده بوده فكر نكند و معتقد باشد كه خلافت اسلامى در طاغوتهاى بنى اميّه و فرعونهاى بنى عبّاس خلاصه مىشود. چنين فسادى كه همه عرصههاى فكر و انديشه را فراگرفته بود موجب ظهور تفكّرات الحادى گرديد كه در حقيقت عكسالعمل همين فساد بود.
از اينجاست كه مشاهده مىكنيم ابن ابى العوجاء جلسات فكرى و انديشهاى خود را فقط با هدف تشكيك در توحيد در مسجد رسول خدا تشكيل مىداد. او منكر اصل و مبدأ هستى بود و مىگفت: هستى سر خود به وجود آمده و خالقى در كار نبوده است.
جعد بن درهم نيز از كسانى بود كه كاملا در كفر فرو رفته، بدعتگذار و اصل بىدينى بودهاند. او به صورت آشكارى بىدينى و الحاد خود را بروز مىداده است[٢].
از بدعتهاى جعد اين است كه مقدارى آب و خاك در شيشهاى ريخت و پس از مدّتى كه در آن گل و لاى داخل شيشه كرمها و جانورانى پيدا شدند؛ به اصحاب خود گفت: من خالق اين جانوران هستم. چرا كه من سبب به وجود
[١] . بصائر الدرجات ١٧٢، بحار الانوار ٢٦/ ١٢٣، اثبات الهداة ٥/ ١٧٥.
[٢] . ميزان الاعتدال ١/ ٣٩٩، لسان الميزان ٢/ ١٠٥.