متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٤ - تناقض، و ماركسيست هاى ديالكتيكى
دو جمله مذكور را ممكن مىسازد. ما براى نمونه بعضى ازين شرائط را ذكر ميكنم.
(١) وحدت موضوع، يعنى احمد در هر دو جمله يكفرد باشد.
(٢) وحدت حكم، زدن در هر جمله بيك معنا باشد.
(٣) وحدت مكان، يعنى محل زدن و نزدن يكى باشد.
(٤) وحدت زمان، يعنى زمان زدن و نزدن يكى باشد.
(٥) وحدت هدف، يعنى غرض از زدن و نزدن يكى باشد. و الّا ممكن است زدن او بغرض تأديب بوده و نزدن او بجهت ظلم و بدون استحقاق باشد، و على هذا بين دو جمله مذكور تناقض نخواهد بود.
(٦) وحدت آلة، يعنى آلت زدن در هر دو جمله اثبات و نفى يكچيز معينى باشد.
(٧) وحدت شرط، چه محال نيست كه احمد پسرش را بشرط درس خواندن نزند و بشرط درس نخواندن بزند.
(٨) وحدت جزء و كلّ، زيرا ممكن است احمد بيك حصه چوب زده باشد نه بهمه آن، و بدست خود زده باشد نه بهمه بدن.
چراغ، فتيلهاش بسوزد نه همهاش.
(٩) وحدت اضافه، مثلا سيبى كه بر درخت است نسبت باين كه در يك مكان ثابت است حركت مكانى ندارد، ولى از اينكه رنگ او بسوى سرخى حركت دارد و جرم او در رشد و بزرگ شدن است،