متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٠ - ماركسيسمى كه بكشور ما فرستاده اند
بآفرينش خود متوجه شد و بلافاصله (بتوسط يادآورى انبياء گرامى) بخالق خود ايمان آورد، و اين ماديت بود كه در قرن (١٨) خيلى ترقى كرد، ولى وقتى شك اتم پاره شد بوى كيف ماديت بلند شده بمشام مردم دنيا رسيد در قرن (١٩) در بازار دانش ورشكست نموده در سنگر فلسفه بلاشرط خلع سلاح شد، ديگر هر قدر باو كمك رسيد نتوانست حركت كند!
و ازين جا بسخافت نظريه پيدايش متافيزيكى از برخورد با پديدههاى طبيعى پى مىبريم بعلاوه كه اين كلام خيلى مجمل است، و شايد مراد آن باشد كه چون علل طبيعى در سابق بر كسى معلوم نبود لذا عقب هر پديده اراده خداوند را اعتقاد ميكردند، وقتى كه علم اين سنگرها را در جنگ با جهالت فتح كرد و اسباب طبيعى آنها معلوم شد ديگر جائى براى نفوذ اراده خداوند باقى نماند!
ولى اين كلام مربوط بطرز تفكر عوام است، ما در رساله عقايد اسلامى براى مطالعهكنندگان گرامى مبرهن نموديم كه كشف علل طبيعى فقط عظمت و متانت و حكمت خداوند را اثبات ميكند، نه اينكه تاثير اراده را خنثى را كند زيرا اسباب مادى با عوامل معنوى تضاد ندارد، و باصطلاح منطق مانعة الجمع نيستند و در بحث خداشناسى در ردّ دليل هفتم مادييّن نيز باين بحث اشاره خواهيم نمود و از اينكه انكار حركت را- باستثناء حركت مكانى (اينى)- بمتافيزيكىها نسبت دادهاند البته مانند اكثر سخنانشان عارى از