متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٦٦ - (٩) نفى رؤيت
حين احساس بصرى) قسم سومى از معرفت پيدا ميشود كه بالاتر از دو قسم گذشته است.
اين معرفت (قسم سوم) را رؤيت ميناميم كه در دنيا بچيزى كه در جهت و مكان نباشد تعلّق نمىگيرد، ولى همين حالت ادراك ممكن است كه بخداوند تعلّق بگيرد بدون اينكه جسمانى بوده در جهت و مكانى باشد.
خوانندهى عزيز:
طرفين براى اثبات عقيدهى خود دلائل و شواهد زيادى ذكر كردهاند كه نگارنده حاضر نيست آنها را درين جا نقل كند بلكه فقط بنقل عقيدهى طرفين اكتفاء نمود.
عذر نگارنده در ترك استدلال بر مدعاى خويش اينست كه ذكر آن موجب مزيد كدورت و توسعهى اختلاف در جبههى داخلى مسلمانها ميگردد.
مثلا اگر من درين كتاب دلائلى براى امتناع رؤيت اقامه نمايم، بلافاصله يكى از دانشمندان اهل سنت هم مجبور ميشود از عقيدهى مذهبى خود دفاع كند و دلائل جواز رويت را بنويسد، و نتيجهى اين مباحث آن مىشود كه منازعات مذهبى درين مرحله حسّاس دو باره تقويت شود[١] و دشمنان اسلام حداكثر استفاده را ببرند و دين
[١] و اين امريست كه نگارنده سخت از آن احتراز دارد و مخالف جدّى آنست.