متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧٨ - مباحث نبوّت و شريعت
امّا اخ لك فى الدين، و امّا نظير لك فى الخلق ... ص ٩٨٤ ج نهج- البلاغة ترجمهى فيض الاسلام. همانا مردم دو دستهاند يا برادر دينى تو هستند (مسلمان)، و يا مانند و نظير تو در آفرينش، اشتباه و تقصير آنان بايد با عفو و گذشت مواجه گردد چنانچه ميل دارى خداوند در مقابل خطاهاى تو عفو فرمايد.
دين بواسطهى اعتقاد بخدا و روز قيامت اين قدرت را دارد كه همهى بشر را تحت حكومت واحد جمعآورى نموده و حقيقتا آنها را ملت واحدى بگرداند.[١]
جز دين هيچ امرى چنين صلاحيتى را ندارد.
دين همانطويكه افعال را تحت ادارهى خود قرار ميدهد بر ارادهى انسانى و صفات اخلاقى و غرائز باطنى او نيز قدرت حكومت و قابليّت نفوذ را دارد، زيرا اعتقاد بعلم خداوند و روز قيامت و موقف حساب خواهى نخواهى باطن را تصفيه ميكند، و خوف قيامت از هزار پليس ظاهرى مؤثرتر است.
قرآن ميفرمايد: آنچه را در نفسهاى خود پنهان ميداريد يا آشكار ميسازيد خداوند از شما حساب آنها را خواهد گرفت (إِنْ تُبْدُوا ما فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ) بهشت براى كسانى است كه اراده و قصد تكبر و برترى و فساد را در روى زمين نداشته باشند
[١] اگر اين كار تاكنون صورت نگرفته نفى قابليّت دين را براى اتحاد مذكور نمىكند بلكه مستند به تقصير مردم است.