متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٦٤ - (٩) نفى رؤيت
ندارد، و لازم است كه آنها را تأويل نمود، زيرا آنها مقيد ظن نوعى هستند، در حاليكه دلائل عقلى فوق و غير آنها مفيد قطع است و هيچ گاه ظن مزاحمتى با قطع و يقين پيدا نمىتواند (دقّت شود).
(٨) نفى محليّت حوادث
وجود مقدس بارى تعالى محل حوادث بلكه مطلق عوارض نيست، و اين ممكنات هستند كه مركز حوادث و موضوع عوارض واقع مىشوند، مثلا انسان گاهى راضى و گاهى غضبناك است زمانى محبّت دارد و زمانى عداوت، وقتى با نشاط است و وقتى مغموم و مريض، لكن واجب الوجود فوق اينها است دانشمندان عاليقدر ما بر امتناع حلول حوادث بخداوند شواهد عقلى فراوانى اقامه كردهاند كه بنظر نگارنده آنقدر قوى نيست كه موجب اعتماد باشد.
بهترين دليل بر اين مقصد اينست كه وجود واجب الوجود عقلا و شرعا لايتناهى و غير محدود است، چنانچه هر ممكن (چه حادث باشد و چه قديم فرض شود) متناهى و محدود است، و باندك تأمل دانسته مىشود كه عروض متناهى و محدود بر غير متناهى مستلزم تكثر و تبعض غير متناهى مىشود و بايد واجب الوجود مركّب فرض شود: در حاليكه فرض تركّب فرض امكان است و با فرض وجوب تضاد و منافات دارد چنانچه در سابق مدلّل شد. (دقّت شود)
(٩) نفى رؤيت
دانشمندان اسلامى در موضوع امكان ديدن خداوند اتفاق نظر