متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٦١ - (٦) تجرد و نفى جسميت
صفات ذاتى خداوند زائد بر ذات او بوده و قائم بذات حضرتش مىباشد مانند قيام علم و قدرت و حيات ما انسانها بذرات ما و اين صفات ممكن الوجودند كه استثنائا قديم ميباشد.[١]
(٦) تجرد و نفى جسميت
خداوند متعال جسم نيست، بلكه موجودى است مجرد از جسم و ماده، بعضى از مردم عوام و كوتاهفكر چنين ميپندارند كه خداوند جسم بوده در آسمانها سكونت دارد، اساسا در نظر آنان موجوديت با جسميّت مرادف است، در حاليكه موجود گاهى مادى ميباشد و گاهى مجرد، و ما در مباحث گذشته ثابت نموديم كه آفريدگار جهان ممكن نيست مادّه و مادى باشد.
ما دلائل عقلى فراوانى داريم كه خداوند واجب الوجود جسم نيست اينك پارهاى از آنها:
(١) هر جسم بمكان احتياج دارد، واجب الوجود بىنياز مطلق است، و احتياجى در او متصوّر نيست.
(٢) هر جسم مركّب است و هر مركّب مولود و معلول اجزاى خود است و ما سابقا فهميديم كه واجب الوجود معلول هيچ چيزى نيست.
(٣) تجربه دلالت ميكند كه جسم نمىتواند پديد آورندهى جسم باشد، و طبعا خالق الاجسام جسم نبوده، مجرد ميباشد.
[١] اين موضوع در كتب كلامى ذكر شده از باب نمونه به ص ٣٧ ج ٣ شرح مواقف مراجعه شود.