متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٤ - آخرين سخن درباره ماترياليسم و دياليكتيك
خواستهاند نطفه سوسياليسم را در كشورهاى مورد نظر امر طبيعى جلوه دهند چون سوسياليستى نقيض سرمايهدارى است و قانون طبيعت است كه هر شئ نقيض خود را در خود ميپروراند تا آنكه كمونيستى پس از سوسياليستى پديد بيايد، و دنيا را گلستان نمايد و براى مرعوب كردن سادهدلان الفاظى را هم مانند (تز، انتىتز، سنتز) استعمال ميكنند!![١].
و شايد غرض از اصل ديگر اين نظريه (هر چيز در حركت و تحول است) انكار دين و مقدّسات اخلاقى باشد، تا زمينه را براى وقوع هرج و مرج در بين آن عده از سادهدلانى كه تسليم شهرت و جاهطلبى شدهاند آماده نمايند، تا آنكه جائى براى قدم سوسياليستى پيدا شود.
چانچه غرض اين پيشقراولان استعمار شرقى از اصل سومشان (حركت ناگهانى و تغيير دفعى و جهش و تبديل كميّت بكيفيت) تجويز بلكه لزوم انقلاب سوسياليستى است، زيرا اين آقايون
[١] يكى از ماترياليستها مىنويسد: هر قضيه كه در حال تكامل است تز ناميده ميشود، تز بواسطه علل و عواملى كه خود توليد ميكند به ضد و نقطه مقابل خود كه انتىتز نام دارد مبدل ميشود، اين انتىتز كه تحت تاثير شرائط مختلف جديد است خود مبدء يك مرحله جديد تكامل ميشود، اين جمع شدن و تأثير شرائط جديد و تشكيل يك منشأ جديد تكامل را سنتز ميگويند.
و ما در سابق سخنى درين باره گفتهايم