متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٨ - «جواب»
الوجود كه علم و قدرت غير متناهى دارد چنين خواهد بود. (دقّت كنيد).
«اشكال»
ممكن است بگوئيد پس چرا مردمان فهميده غالبا بكارهاى زشت اقدام ميكنند، با آنكه بزشتى كارشان علم دارند و از طرف ديگر ميتوانند آنرا ترك و كار خوب يا خوبتر را انجام دهند پس معلوم ميشود مجرد دانائى و توانائى (علم و قدرت) سبب حكمت و استحكام عمل نمىگردد.
«جواب»
آنهائيكه كار بد را بر خوب يا خوب را بر خوبتر ترجيح ميدهند عموما بواسطهى يكى از سه سبب است:
(الف) جهالت بجهات خوبى و بدى فعل.
(ب) غفلت از آن جهات در موقع ايجاد و اقدام.
(ج) مزاحمت جهات شهوانى و غضبى، مثلا كسيكه اقدام به جنايتى ميكند، با آنكه بزشتى آن علم دارد، ولى چون شهوت و غضبت او به هيجان آمده در همان حين هيجان جنايت خود را بهتر از ترك آن و از عمل ديگرى ميداند و لذا عملش حسب مذاق حيوانى او كه (تحت اشغال شهوت يا غضب قرار گرفته) بهترين است نه ناقص ولى ما در اول اين دليل تذكر داديم كه در واجب الوجود جهات شهوانى و غضبى بواسطه تجرد و نفى جسميت او تحقّق ندارد و جز دواعى علمى