متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٢٠ - «جواب»
اساسا ممكن نيست علم انسانى اكمليّت اتقان هيچ موجودى را از نظر حس و تجربه درك كند، بلكه فقط ميتواند كمال اتقان و صالح بودن آنرا بفهمد، و دانستن (اكمل بودن و اصلح بودن) فقط مربوط بفلسفه است كه دليل اولى از آن نمايندگى ميكرد[١]
مصالح و منافعى كه در وجود موجودات بتوسط علوم تجربى كشف شده از شيرينترين و جالبترين و شگفترين موضوعاتى است كه هيچ عاقلى خود را از اطلاع از آنها بىنياز نمىداند، ولى ذكر آنها كتابهاى بزرگى بكار دارد كه بايد ساليان زياد از عمر متخصّصين
[١] شايد بگوئيد كه حس و تجربه منافع و مصالح همه موجودات را درك ننموده و نه قادر است حكم كلّى را صادر كند پس اين دليل نمىتواند حكمت مطلقه خداوند را ثابت كند.
ولى بايد بدانيد كه وقتى ميليونها مصلحت و منافع در اكثر اشياء كشف شد، آنوقت عقل( پس از اينهمه ادراكات حسّى) بوسيله حدس قوى حكم كلّى را صادر ميكند و بحكمت بالغهى حضرت حق اذعان ميكند. مثلا اگر همين آقاى ايراد كننده را در يك كارخانه ذوب آهن و يا غير آن ببرند و اسرار و وظائف و فوايد غالب ماشينها را باو دانسته كنند، آنوقت در مصلحت و فائدهى بعضى از آنها شك كند( بلى: مجرد نادانى نه علم بعدم فايده) آيا جرئت ميكند كه مؤسس كارخانه را بنادانى متهم كند و كار او را بيهوده بداند يا اينكه تقصير را بنادانى خود نسبت ميدهد و نفهميدن خود را دليل نبودن فائده و حكمت نمىداند.