متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٩ - مصداق واجب الوجود يا بحث خداشناسى
تخلف ذاتيات غير معقول است. و اين همان قانونى است كه در علم كلام از آن باين جمله تعبير ميكردند (كل ما لا يخلو عن الحوادث فهو حادث) يعنى هر چيزيكه از حوادث خالى نباشد خودش هم حادث است.
از تمام بيانات گذشته باين نتيجه قطعى مىرسيم كه ماده مخلوق و حادث بوده و مصداق ممكن الوجود است و براى واجب الوجود جز ذات مقدس خداوند ديگر مصداقى نيست حالا اين مصداق يك فرد دارد يا بيشتر مربوط بمباحث توحيد است كه بعدا مورد تحليل فلسفى قرار خواهد گرفت.
مصداق واجب الوجود يا بحث خداشناسى
پس از مطالب بالا ديگر احتياجى باستدلال و اقامه دلائل براى اثبات واجب الوجود و آفريدگار كائنات نداريم، زيرا مطالب مذكور در عين حاليكه مبدئيت ماده را بصورت قطعى نفى ميكرد اثبات وجود خداوند (اللّه) را نيز بشكل واضح و روشن در برداشت ولى باز هم جهت مزيد توضيح مطلب و اقناع فكرى طبقه منوّر و حقيقتپسند دلائل قاطعى را از نظر وجدان و علم و فلسفه تقديم ميداريم.
(١) وجدان يا حكمت عملى.
در خارج حقايقى داراى واقعيت است كه عقل نظرى در چوكات استدلال و چون و چراى خود از اثبات آنها عاجز است و بگفته اقبال لاهورى: