متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢١ - خواص واجب
آينده ما دارد درك خواهند كرد.
مفهوم كلّى واجب الوجود با قطع نظر از اين خاصيّت خواص ديگرى هم دارد كه از لوازم لاينفك اوست و از آن جمله بساطت و نفى تركّب است.
واجبالوجود خواه بدلخواه مليين (خداشناسان) تفسير شود، و خواه طبق مدعاى ماديّين، با تركيب از دو چيز يا چند چيز سازش ندارد و فقط تنها مفهوم ممكن الوجود است كه ميتواند تركّب را قبول كند ولى بساطت و عدم تجزيه واجب حتمى و ضرورى است[١]،
زيرا مركب در وجود و قوام هستى خود احتياج باجزاء خود دارد و نميشود كه اجزاء را عامل وجود آن ندانست، و علامت ماده مركب به عامل تركيب نيز ضرورت دارد و بر اين اساس هر مركب بدو چيز احتياج پيدا ميكند باجزاء و فاعل تركيب، در حاليكه مفهوم واجب داراى بىنيازى مطلق است و هستى او بهيچ چيزى احتياج ندارد و الّا ضرورى و ذاتى نبوده مولود اسباب خارجى ميگردد، و در نتيجه فرض ما كه واجب الوجود بوده باشد، به ممكن الوجود تبديل ميشود.
[١] خواه اجزاء مقدارى باشد يا اجزاى معنوى( كه اصطلاح فارابى حكيم معروف در مورد هيولا و صورت است) و يا اجزاء عقلى و چون تفصيل آن براى نسل جوان ما سهل الهضم نبود ذكر نگرديد.