متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٨ - ماركسيسمى كه بكشور ما فرستاده اند
(٦) برف سرد است
(٧) روز نسبت به شب روشن است
(٨) جهاد و نبات حركت ارادى ندارند
(٩) جهت مشرق غير از جهت مغرب است (نسبت بيك شئ)
(١٠) سر غير از پا است
(١١) غذا، گرسنه سالم را سير ميكند
(١٢) آهن سختتر از ميوهجات است
و هزاران نظاير آن؛ بلى اين اصل دياليكتيكى (اصل تحوّل هر چيز) مانند اصل گذشته آن (امكان وقوع تناقض) در نظر طبقه دانشمند موهوم و باطل است.
اساسا تحول دياليكتيكى در حدّ ذات خود معقول نبوده، در هيچ مورد تحقق نمىيابد مثلا دكتر ارانى چنين ميگويد:
«ساختمان تمام اين دستگاه عصبى از سادهترين نورون تا مراكز اعصاب بواسطه يك سلسله تكامل متوالى تحت تأثير قواى طبيعى بوجود آمده و داراى خواصى مخصوص خود ميباشد و آنرا ناگهان با يك خاصيّت استثنائى خلق نكردهاند».
ولى اين كوردل متوجه نشده كه تكامل و تحول خودبخود امكانپذير نيست، طبيعتى كه قبول كننده و محل تكامل تحول است نمىتواند فاعليت و سازندگى تحول و تكامل مذكور را دارا باشد و بايد فاعل و تحول را از خارج طبيعت و قواى طبيعى آن جستجو كرد.