متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٣٠ - استنتاج
راستى تنها براى حدوث و بقاى حيات ما چه شرائط و عللى بكار رفته، كجا مادهى بىشعور و طبيعت كر و كور كه در وجود خود محتاج به علت و سبب است اينهمه اسرار و دقائق و مصالح و منافع را مراعات ميتواند بكند بلى: خداوند حكيم است كه با حكمت عاليه و تدبير كامله و ارادهى نافذه و علم و قدرت ذاتى خود چنان جهان بديع و منظمى را آفريده كه عقول از ادراك كلّى آن عاجز و از ادراك بعضى آن متعجّب و مدهوش مىشود، راستى: كه قرآن مقدّس چه شيرين و عميق ميفرمايد:
صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ (و) ما تَرى فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى مِنْ فُطُورٍ ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ (اقول و البصيرة كرّات) يَنْقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسِيرٌ بلى ذكر حكمتهاى خداوندى در صدها كتاب نگنجد ولى من قطرهاى از اقيانوس را تقديم خوانندگان عزيز اين كتاب نمودم.
استنتاج
مباحث گذشته نتيجه ميدهد تمام موجودات عالم داراى منافع مهمّه و اهداف عاليهاى ميباشد، سفاهت و عبث و لغو و بيهودگى در عالم وجود ندارد، اگر ما در پارهاى از موارد علّت يا علل موجود يا موجوداتى را نفهميديم مربوط بقصور قوهى ادراكى ما است، و خللى بنظم جهان وارد نمىآورد، وقتى درين جهان آفرينش و عالم طبيعت مطلب مذكور مسلّم شد در دائرهى تقنين و شريعت نيز اين مطلب ثابت ميگردد، زيرا همان خدائى كه در مرحلهى تكوين