متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٦ - سبب احتياج موجودات امكانى
اختلاف آنان و مركز نفى و اثبات واقع شده علت و سبب احتياج است.
آرى ممكن بغير خود احتياج دارد و بدون تأثير سبب خود وجود نخواهد گرفت ولى سؤال مىشود سبب احتياج و منشأ افتقار او چيست؟ در اين جا عقائد دانشمندان تفاوت دارد و تا جائيكه معلومات نگارنده يارى ميدهد پنج نظريه ابراز شده كه با مراعات وضع فكرى اكثر خوانندگان گرامى اين كتاب سه نظريه مهم از آن پنج نظريه ذكر ميشود.
١- فلاسفه ماركسى خود وجود را علت احتياج ميدانند و براى اثبات مدعاى خود ميگويند كه تجارب مختلفه علمى ثابت مى سازد كه هيچ وجودى از موجودات با آن همه تغاير و اختلاف اشكال و صورى كه دارند از قيد حاجت آزاد نيست زيرا هر وجود از خود سببى دارد كه تجرد آن از وى ممكن نيست، بدنبال سبب خود تحقق ميگيرد و بزوال او از بين ميرود، و خواستهاند وجود خداوند جهان را براساس همين مطلب انكار كنند زيرا بعقيده آنها وجوديكه از سبب و علّت بىنياز و مستغنى باشد حكم صدقه و انفاقى را دارد و صدقه و انفاق را فلسفه محال ميداند.
اين نظريه بىاساس و ضعيفالبنيان است و بدون تعمق و تدبّر اظهار شده چه تجربه چيزهائى را اثبات ميتواند كه در تحت حكومت و حوزه يكى از حواس انسان داخل باشد، زيرا هيچ عاقلى ادعاء نمىكند كه تجربه بر ماوراى مرزها و سرحدات محسوسات نيز نفوذ