متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٦٣ - (٧) نفى تحيّز و مكان
شد زيرا دليلى بر بطلان قدم موهومات نداريم.
(٢) اگر خداوند مكانى باشد بايد محاط (احاطه شده) مكان خود باشد و مكان او محيط باشد و قهرا هر محاط محدود خواهد بود در حاليكه واجب الوجود عقلا و نقلا غير متناهى ميباشد.
امام صادق (ع) در يك روايت مىفرمايد:
لان الاماكن محودة تحويها حدود اربعة فاذا كان (اى حضوره تعالى ليلا شياء) بالذات لزمة الحوائية.[١]
مكانها حدودى دارند كه آنها را حدود اربعة احتواء ميكند، پس اگر حضور خداوند مر اشياء را بذات باشد لازم مىآيد خداوند نيز حتواء شود.
(٣) مكانى كه براى خداوند فرض مىشود، حتما قابل انقسام خارجى است، زيرا سابقا بساطت اتمها (جزء لا يتجزّى) را باطل نموديم و نتيجهى اين سخن لزوم تركّب خداوند است در حاليكه تركّب با واجبيّت سازگار نيست.
بلى اگر مكان را مجرّد غير مادّى فرض كنيم دليل مذكور بدرد نخواهد خورد زيرا انقسام و عدم آن از احكام ماده و مادى ميباشد نه مجرد.[٢]
ظواهر نقلى كه خداوند را در جهت معرفى ميكند حجيّت
[١] ص ٣٢٢ ج ٢ البحار
[٢] مگر اينكه عدم انقسام بنحو سلب و ايجاب نه عدم و ملكه براى خداوند ثابت شود.