متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٥ - اعتبار احكام عقلى غير حسّى
تشكيل ميدهند و يكى از مهمترين عوامليكه موجب شد، فلسفه، يعنى عقليات صرف اهميت خود را در نظر اين عده از دست بدهد فقدان فلسفه صحيح و معقول در مغربزمين بود، عقايدى را كه كليسا بر مردم آن ديار عرضه ميكرد غالبا خرافى و مخالف فطرت انسان بود، و بدتر اينكه بايد تمام فرمايشهاى كشيشها و پايها بدون چون و چرا مانند مسائل رياضى پذيرفته شده و مورد اعتقاد قطعى مردم قرار گيرد.
بهر حال غرب هيچ وقت حتى تا امروز فلسفه اساسى و عميق براى خود پيدا نكرده و موهومات زيادى بعنوان عقليات به مردم عرضه شد، و لذا همين افراد بودند كه اين عده را بتفريط وادار نمودند و عقليات را از اساس منكر شدند. و خصوصا كه علوم تجربى خيلى از مبانى علمى آن زمان را كه از ساليان گذشته بر اذهان مردم حكومت ميكرد باطل نمود.
دليل اينها اينستكه ما حقايق را درك نميتوانيم، حس فقط ظواهر طبيعت را درك ميكند و لذا اختلاف زيادى در مسائل فلسفه واقع شده و اين خود شهادت ميدهد كه بشر از ادراك كليات عالم عاجز است.
ولى اينها در اشتباهند، زيرا با اعتراف باينكه عقل قدرت ادراك همه حقايق را ندارد، بايد گفت كه بسيارى از كليات قابل دركند، و مانند حسيات مورد جزم و يقين انسان قرار ميگيرند.