متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١ - اعتبار احكام عقلى غير حسّى
مسائل زيادى كه ماديها درباره آن جنجال برپا ساختهاند و خيال ميكنند از آنها بعنوان اسلحهاى عليه خداپرستان استفاده ميكنند غالبا از مراعات نكردن حدود عقل و حس و خلط كردن مسائل علم بفلسفه است:
علم و ساينس و حس هيچ وقت نمىتوانند از امكان و امتناع و وجوب و امثال آن از احكام غير حسى صحبتى بميان آورند، زيرا از توانائى و قدرت آنها خارج است، چنانچه فلسفه نمىتواند از وقوع و ثبوت اشياء معينه ممكنه در خارج خبر دهد مگر اينكه از يكى از حواس ظاهرى و يا باطنى استمداد كند[١]
خوانندگان گرامى ما اگر اين نكته را بخاطر بسپارند در مباحث آينده بهتر ميتوانند حقايق را بفهمند و از اشتباهات زيادى بدور بمانند.
اعتبار احكام عقلى غير حسّى
در اينجا ممكن است، بعضى اين گفته مبتذل را بميان آورند كه ما احكام عقلى را قبول نداريم، امكان، وجوب، و امتناع در لابراتوار كشف نشده و تحت حس ما نيامده و چيزى كه محسوس نباشد قابل اعتماد نيست.
[١] ولى وجود واجب الوجود كه وقوعش محتاج علّت يا عللى نيست بلكه نفس محال نبودن آن موجب وقوع اوست مورد حكم قرار ميگيرد( دقّت شود) چنانچه حس از حدوث يكشئ و زوال آن ميتواند امكان او را در نظر عقل ثابت سازد و بعقل در حكمش كمك كند.