متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٠٣ - (٢) كيفيّت حشر
جسمانى بدانند.[١]
حالا براى اينكه موضوع قيامت پيچيدگى پيدا نكند نگارنده اصرارى براى وجود روح ندارد بلكه ميگويد انسان- خواه مركّب از جسم و روح باشد و خواه جسمانى محض، خواه روح او جوهر مجرد از مادّه باشد و خواه جسم لطيف- در قيامت باز ميگردد، و لذا مادّيها ببهانهى اينكه روح وجود ندارد نمىتوانند منكر قيامت شوند.
برگرديم بسوى قرآن و مطالعهى بعضى از آيات مربوطهى وى باين مطلب.
در سورهى بقره دو داستان چنين ذكر شده:
[١] و اين نظريه يعنى بودن معاد جسمانى و روحانى درست است، و يكى از آياتى كه معاد مذكور را بيان ميدارد اين آيه است: وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا پيروى چيزيرا كه بآن علم ندارى ممكن، همانا گوش و چشم و دل مورد سؤال قرار ميگيرد كلمه سمع و بصر معاد جسمانى و كلمهى فواد معاد روحانى را ثابت ميكند بنا بر اينكه مراد از فواد دل گوشتى نباشد بلكه مقصود بآن روح باشد در قرآن و زبان عربى و فارسى بلكه اغلب زبانها دل بمعناى روح استعمال مىشود مثلا ميگويم دلم دوستت دارد، در دل من كينهى تو نيست، دل من ازين واقعه بدرد آمد، در دلم بود كه هرگز نشوم از تو جدا ... و صدها مثال آن.