متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٠٨ - نتيجه
تعذيب آن، زيرا لذّت و الم بردنى بالاخرة مربوط و مشروط بروح ميگردد و بهر حال بدن از نظر عقل هيچ حساب و اهميتى ندارد.
از اينها گذشته آيهى مباركهى قرآن نيز تبدّلات جسم را بيان ميدارد و ميفرمايد: كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ (النساء/ ٥٦) در اين آيه تبديل پوستهاى بدن جهنّميان به پوستهاى ديگر در اثر تاثير آتش بيان شده است.
آيات سابقه نيز صراحت در اعادهى عين جسم دنيائى بتمامه ندارند لذا خيلى ممكن است كه بعضى از اجزاء بدن دنيوى[١] با
[١] اعادهى بعضى از اجزاى بدن اين دنيا از آيهاى كه در سورهى يس است استفاده ميشود، زيرا كافر ميگفت استخوانهاى پوسيده را كى زنده مى كند؟ خداوند در جواب مىفرمايد: آنها را آنكسيكه ابتداء بوجودشان آورده زنده ميكند. بلى اين ديگر اهميتى ندارد كه استخوانهاى كدام دورهى عمر انسان اعاده مىشود، چنانچه وجه آن از بيانات فوق دانسته شد، از آيات قصهى حضرت ارميا نيز استفاده ميشود استخوانهائيكه در قيامت عود داده ميشود همان استخوانهاى دنيائى ميباشد ولى گوشتهاى آن از مواد ديگر است چون كلهى( لحما) در آيه نكره است نه معرفه و معناى آن چنين ميشود: و بآنها يك گوشتى ميرويانيم، و نفرموده كه گوشتهاى او را مىرويانيم( دقّت شود)
آيات قصهى حضرت ابراهيم هرچند ظاهر در اعادة عين بدن دنيوى بتمامه ميباشد ولى اين ظهور را ندارد كه اعاده اجسام در تمام موارد نوع ديگرى نداشته باشد.