متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٩١ - قرآن يا سند نبوت و اسلام
احتمالى را باقى نمىگذارد، اينك ما بعضى از آن شواهد را درين جا ذكر ميكنيم و تفصيل و تتميم آنرا بكتاب (قرآن يا سند اسلام) موكول ميكنيم.[١]
(١) اگر قرآن ساخت فكر انسانى ميبود، مضامين آن حتما تابع زمان و محيط تأليف وى قرار ميگرفت، و بمرور زمان و تبدل شئونات انسانى و تكامل بشرى تحت قانون تحول قرار ميگرفت و اقلا اكثر موضوعات آن امروز مهر باطل شد را بخود ميخورد، در حالى كه تمام مطالب قرآن تا امروز بقوت خود باقى است و قانون تحول يك كلمه آنرا مسخ و نسخ نتوانسته، بلكه ترقى علوم عظمت قرآن را بيشتر كرد و نظريات او را تثبيت نمود، و در دنيا چنين كتابى تا كنون سراغ نشده است (دقّت كنيد).
(٢) يك عدّه از موضوعات علمى و ساينسى در قرآن موجود است كه درك آنها از عقل يك عرب بيسواد بلكه از عقل يك مرد دانشمند زمان بعثت پيغمبر ما (ص) خيلى بلندتر است، و جز وحى بودن و آسمانى بودن قرآن ديگر توجيهى ندارد.
(٣) تا امروز كسى نتوانسته مانند قرآن كتابى بياورد يا صحبتى بكند، عربها و اخيرا غرب مستعمر خيلى كوشش كرد تا سورهاى مانند سورههاى قرآن بياورند و در اين راه پولهاى زيادى مصرف شد ولى جز رسوائى و ناكامى نتيجهاى نداد.
[١] كتاب سند اسلام در برج پنجم ١٣٥٣ بطبع رسيد.