متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٤٥ - مطلب چهارم در تعيين مقدورات
بىسابقهاى مورد بحث قرار داده كه هيچ كتاب فلسفى و كلامى چنين بحثى ننموده، ادلّهاى كه حكماء بر اثبات مدعاى خود اقامه نمودهاند تماما ضعيف است، هر چند متكلّمين بطور درستى جواب آنها را ندادهاند، يا داده نتوانستهاند و كسانيكه بظواهر اسلامى پايبندى دارند مجبورند نظريه متكلّمين را بپذيرند و بآن معتقد شوند.
بالاخرة قول متكلّمين از نظر عقلى ايرادى ندارد. بلكه قاعدهى ملازمهى قبلى پشتيبان اوست. و از نظر دينى ظاهر قرآن مجيد بلكه ضرورى دين اسلام مدرك اوست، و بايد بآن معتقد بود.
مطلب چهارم در تعيين مقدورات
علم و قدرت خداوند در تعلّق خود فرق دارد، زيرا علم خداوند بهمهى موجودات ممكنه و امتناع ممتنعات و وجوب ضروريات و وجود ضروريات، بذات و صفات خودش تعلق ميگيرد.
ولى قدرت بواجب و ممتنع تعلّق نمىگيرد و مخصوص بممكنات است، زيرا واجب وجود او ضرورى است، محال و ممتنع عدمش ضرورى است، و معناى قدرت امكان فعل و ترك بود و اين امكان فقط در مورد ممكنات صدق ميكند.
سؤالى كه ميكنند (آيا مىشود دنياى بهمين بزرگى را در بين يكدانه تخم مرغ بدون اينكه دنيا كوچك و يا تخم بزرگ شود گنجانيد؟) جوابش منفى است، زيرا بزرگى مظروف از ظرف محال است و محال قابليّت تعلق قدرت را ندارد (دقّت شود).