متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٤٤ - مطلب سوم در اختيار يا كفيّت قدرت
اين تفسير را شديدا رد نموده و مدعىاند كه معناى قدرت واجب الوجود، بودن فاعل در حد ذات خود بحينيكه اگر بخواهد بجا مىآورد و اگر نخواهد بجا نمىآورد، و چون مشيّت و ارادهى خداوند عين ذات اوست، و ذات او ضرورى است ارادهى او از براى فعل ضرورى است و قهرا فعل هم ضرورى مىشود زيرا تخلّف معلول از علّت محال است.
پس صدق شرطيّه اوّل (يعنى اگر بخواهد بجا مىآورد) منافات با وجوب و ضرورت مقدّم (يعنى مشيّت ذاتى خداوند) ندارد چنانچه صدق شرطيّه دوم (يعنى اگر نخواهد بجا نمىآورد) منافاتى باستحاله و امتناع مقدّم (لا مشيّت) ندارد[١].
من از تفصيل اين بحث و نقل ادلّهى طرفين و تحليل آنها درين كتاب كه روى سخن با جوانانى است كه معلومات آنها منحصر بعلوم تجربى است و از فلسفه و حكمت بهرهى درستى ندارند معذرت ميطلبم و كسانيكه زبان عربى را بلد هستند متوجه باشند كه كتاب صراط الحق (ج اول) اين مسأله را بطور تفصيل و تحليل و تحقيق
[١] كسانيكه مايل به تحقيق اين بحث باشند به جزء اول صراط الحق، اسفار، شرح منظومه، شوارق، شرح تجريد علّامهى حلّى، شرح تجريد قوشچى، شرح مواقف، شرح مقاصد، شرح اشارات، قوائد العقائد، شرح طوالع، احقاق الحق كه از كتابهاى مشهور فلسفه و علم كلام است مراجعه كنند.