متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٤٣ - مطلب سوم در اختيار يا كفيّت قدرت
خدا و هر ممكن معدوم در عدم تحقق خود بعدم ارادهى خداوند مستند است، پس همهى ممكنات مقدور قدرت عام اوست، ادلّهاى كه متكلّمين بر عموم قدرت خداوند اقامه كردهاند اكثر آنها از اشكال و ايراد خالى نيست و اين دو دليل مطلب را ثابت ميكند، يعنى توانائى واجب الوجود را بر كائنات موجوده و ممكنات غير موجوده حتمى ميگرداند.
مطلب سوم در اختيار يا كفيّت قدرت
قدرت و عموم قدرت خداوند در علم كلام و فلسفه مسلّم و مورد اتّفاق همه است[١]، ولى بزرگترين موضوعى كه در بين حكماء و متكلّمين محلّ گفتگو و نزاع شديدى واقع شده معناى قدرت و تفسير توانائى اوست.
متكلّمين (علماء عقائد دينى) تماما ميگويند قدرت خداوند بمعناى (صحة الفعل و الترك) يعنى امكان كردن و نكردن است و بعبارت واضح وقتى ميگوئيم خداوند بر فلان چيز قادر است. مانند اينكه بگوئيم محمود بر فلان كار قادر است، و ازين جمله چنين مىفهميم كه محمود در بجا آوردن آن كار و يا ترك نمودن آن اختيار دارد، و ترجيح هر طرف آن چيز ممكن است (امكان خاص) حكما
[١] اختلافاتى كه درين مسأله واقع شده در بارهى ممكن بودن و يا ممكن نبودن بعضى از موجودات است نه در پارهى تعلق قدرت حق به ممكن( دقّت كنيد).