متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠٧ - ماديها چه ميگويند؟
بفهمد و نظام بديع آنرا درك كند، ولى در اثر عدم مهارت كافى فائده و غرض بعضى از آلات و اجزاى ماشينى آن كارخانه را درك نكند و يا باثر غفلت و نادانى سرش مثلا بيكى از آلات آن كارخانه بخورد و بشكند، آيا براى اين عاقل صحيح است كه كارخانه را مولود تصادف صرف و اتفاق محض بداند و بگويد سازنده آن اراده و علم و قدرت نداشته، راستى اين ادعا بىوجدانى نيست؟ ما باز هم اين موضوع را در بحث حكمت خداوند بوجه بهتر تحليل ميكنيم.
(٧) تجربههاى علمى ثابت نموده كه هر موجود مادّى معلول سبب مادّى ديگرى است و با وجود اين سببيّت مادّى، احتياجى بتأثير فاعل مجرد و آفريدگار مافوق طبيعت باقى نمىماند.
اين گفته بفرض درست بودن آن ربطى بمطلب ندارد زيرا هدف ما علّت اولى ماديات و كائنات است كه يا اتم است و يا اتر و يا فاعل مختار مجرد، و الّا يا دور لازم مىآيد و يا تسلسل و سابقا دانستيم كه دور و تسلسل محال است.
همه اتفاق دارند كه رشتهى حوادث مادّى بايد بيك مبدئى كه علّت العلل و غير معلول باشد منتهى شود و هر كدام از دو چيزيكه نام برديم (اتم، اتر، و بعبارت كلّى مادّه) كه بعقيده ماديها مبدء و علّت عالم فرض شود اين دليلشان را باطل ميكند زيرا مادّه علّت مادّى ندارد.
خوانندگان ما در مباحث پيشين بادّله قاطعه و شواهد عقليه