متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠٨ - ماديها چه ميگويند؟
متعدده فهميدهاند كه مادّه (خواه اتم باشد خواه اجزاى آن و خواه اتر- اثير- و خواه شئ ديگر) قابليت مبدئيت و مصدريت موجودات را ندارد لذا حتمى است كه آغاز رشتهى سببيّت را از اراده خداوند متعال بدانيم.
مطلب در اينجا دقيقتر مىشود و بايد با كمال دقّت فكر نمود كه آيا مقدمهى اول اين شبهه (هر موجود مادّى معلول سبب مادى ديگرى است) كه در اصطلاح علم منطق بآن (صفرى) ميگويند درست است يا نه؟
خوانندهايكه مطالب گذشته را بدقت مطالعه و بحافظه خود سپرده است مسلما جواب منفى ميدهد، زيرا از تجربه علوم اين بدست مىآيد كه فلان شئ از فلان چيز پيدا مىشود، فلان حادثه معلول فلان امر است.
اما اينكه آن چيز و امر علّت تامّه و سبب كامل است يا تأثير معنوى ديگرى نيز مدخليت دارد علوم درين باره چيزى نميتواند بگويد.
ولى فلسفه ميگويد ممكنات در حريم ذات خودشان وقتى فاقد وجود باشند بطريق اولى فاقد ايجاد نيز خواهند بود و بقول آن شاعر:
|
ذات نايافته از هستىبخش |
كى تواند كه شود هستىبخش |
|
لذا همانطوريكه وجود علل ممكن و حوادثيكه اسباب حوادث ديگرند از خداوند واجب الوجود است، ايجاد آنها و تأثير آنها نيز از طرف خداوند است بلى حوادث مادى سبب مادى دارند ولى نه سبب مستقل بتأثير، بلكه سبب ناقص كه در وجود و ايجاد خود محتاج به