متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٢٩ - «جواب»
مىبود درازى شبها و روزها ده موافق درازى فعلى آنها مىشد، و طبعا آفتاب در روزهاى تابستان تمام گياهها را نابود ميكرد و بلكه زندگى حيوانات و انسان را نيز بر هم ميزد و در شبهاى سرد زمستان همهى آبها و نباتات و زنده جانها منجمد ميشدند.
(٦) سرزمين بدور خورشيد (١٨) ميل در ثانيه است، اگر (٦) ميل يا (٤٠) ميل در ثانيه ميبود دورى و نزديكى ما بآفتاب بحدى ميرسيد كه زندگى بر روى زمين ناممكن ميشد.
(٧) اگر زمين باندازه ماه مىبود و قطر آن چهار يك قطر فعلىاش مىبود مسلما قوه جاذبهى زمين براى جذب و نگهدارى آبها و هوا كفايت نمىكرد و آبها بر سطح او برقرار نمىماند، زيرا قوهى جاذبهى مذكور شش يك جاذبهى فعلى ميشد، و آنگاه درجهى حرارت بقدرى بالا ميرفت كه زندگى را نابود ميكرد.
(٨) اگر حجم زمين باندازهى خورشيد مىبود قوهى جاذبهى زمين (١٥٠) مرتبه از مقدار جاذبهى كنونى بيشتر ميشد و جو تا اندازهى ده كيلومتر پائين مىآمد و تبخير آبها ناممكن ميشد، و بر هر سانتىمتر مربع به سنگينى پانزده كيلومتر فشار وارد مىآمد يعنى وزن يك حيوانى كه فعلا يك كيلو است يكصد و پنجاه كيلوگرم ميشد و درازى قد انسان مانند بلندى فعلى قد گربه ميشد.
(٩) اگر فاصلهى زمين از خورشيد دو مقدار فاصلهى فعلى مىبود حرارت زمين بچهار يك اندازهى كنونى كاهش پيدا ميكرد،