متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٢ - معبود مادييّن سقوط ميكند
معبود مادييّن سقوط ميكند
ماديها ميگفتند كه منشاء اين جهان حتما ذرات اتمى هستند كه تمام اجسام از آنها تركيب يافته و خود آنها قابل تجزيه و انقسام نيستند، و بهمين مناسبت بآنها اتم (يعنى ناشكن) گفته ميشد.
ولى وقتيكه ناشكن خيالى در مقابل قدرت عملى شكست خورد و فهميده شد كه اتم بنوبهى خود موجودى است مركب كه از اجزاء چندى صورت گرفته و ممكن نيست ماده اصلى جهان مادى، اتم باشد چون خودش داراى ماده بسيطترى ميباشد، مادييّن عقبنشينى كردند و از خدائى اتم مرتد شدند و تا امروز نتوانستند مبدء جهان را مشخص نمايند، آنها از گذشته پند گرفند و جرئت نكردند يكى از اجزاء اتم را بعنوان مادة المواد عالم طبيعى نامزد نمايند، زيرا احتمال ميرود كه در آينده نزديك پيشرفت علمى و ترقى ساينس او را سرنوشت اتم مبتلا گرداند و اسباب افتضاحشان را باز هم آماده نمايد
و لذا درين قرن علم و كمال، مادييّن هيچ نقطه اتكائى ندارند و قوانين علمى، آنها را سخت متحيّر و بيچاره نموده.[١]
[١] ژرژ پلت سر يكى از طرفداران ماترياليسم در كمال عجز و بيچارگى چنين اعتراف مينمايد:
« اما در چواب سوال دوم- ماده چگونه چيزيست- ماديون ميگويند:
جواب اين سؤال با ما نيست بعهده علم است»!! ص ٦٦ اصول مقدماتى فلسفه، ميبينيد كه جبر علمى تا چه اندازه ماديها را سرگردان و مضطرب-- نموده كه قهرا آنها را از همه ادعاهاى آنها دور نموده و مجبورشان ميكند كه بجهل و نادانى پناه ببرند ولى اظهار نادانى آنها را نجات نمىدهد زيرا بآنها گفته ميشود وقتى مادّه در نظر شما مجهول باشد اين همه اوصافى كه براى او بيان ميكنيد بچه دليل؟