متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٣ - اعتبار احكام عقلى غير حسّى
موجودات خارجى را نفى قطعى نمكيردند؛ لكن بهمه چيز بنظر شك و ترديد مىنگريستند، و اينها بنام لاادريّون و شكاكان معروف شدند و دستجات ديگرى هم پيدا شدند كه ذكر آنها چندان فائدهاى ندارد.
دو سه قرن قبل بر اثر فاقد بودن غرب از يك فلسفه منظم و موزون دوباره در اذهان يكعدّه از مردم مغربزمين خيالات شكاكى جاى گرفت و شايد بتوان اين نظريه يعنى انكار موجودات را يكى از معانى ايدهاليسم قرار داد تا جائيكه امروز از لفظ ايدهاليسم همان سفسطه دانسته ميشود، البته گفتگو با اين طائفه فائدهاى ندارد، بلكه بايد سيم برق را بآنها متصل نمود تا اقرار كنند كه برق وجود خارجى دارد. ولى اقناع شكّاكان كار مشكلى نيست، ميشود كه آنها را راهنمائى بواقع نمود، زيرا وقتى ميگويند ما بحقايق خارجى شك داريم، بآنها گفته ميشود، شما اقلا دو حقيقت را قبول كرديد يكى حقيقت (من و ما) و ديگرى حقيقت (شك) و از همين راه بعيد نيست آنها را ببطلان عقيدهشان متوجه نمود.
دستهى ديگر ازدانشمندان حيات تنها را بىارزش ميدانند[١] و اعتماد آنان فقط بادكارات مستقل عقلى است، زيرا حس قادر نيست عمق و عموميّت اشياء را درك كند و در ادراك ظواهر و جزئيات نيز دچار اشتباه ميشود. اينها موارديرا كه حس در ادراك خود اشتباه
[١] اين نظريه را فخر رازى بجماعتى از فلاسفه يونان نسبت داده است مراجعه شود به ص ٨٠ جلد ١ شرح المواقف تا ص ٨١١ آن.