متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٢ - بحث صفات
مصداق ذات و صفات يكى است، و هم چنين صفات ذاتيه نيز وجودا و خارجا يكىاند هرچند مفاهيم آنها متعددند، يعنى علم او در خارج عين قدرت اوست، و قدرت عين حيات، و در وجود ذات و صفات ذاتى او هيچ تكثّر و تركّبى نيست.
اشاعره معتقدند: صفات ذاتى عين ذات حق نيست، بلكه زائد بر ذات بوده ولى ممتنع الانفكاك است و ثبوت آنها براى ذات ضرورى ميباشد.[١]
بالاخرة هر دو نظريه در ضرورت ثبوت اين صفات براى ذات خداوندى و استحالهى سلب آن اتفاق دارند و چون ذات خداوند ازلى است، قهرا صفات ذاتى او نيز ازلى خواهد بود.
[١] و ازين معنى گاهى اين تعبير را ميكنند كه صفات ذاتى حق له عين ذات اوست و نه غير ذات. آقاى حيران كه يكى از دانشمندان كشور ما است در رسالهى تعليقات خود بر عقايد ابوالمنتهى پس از نسبت دادن اين قول را به جمهور متكلّمين( البته مراد متكلّمين اهل سنت است) چنين ميگويد:
امّا محقّقين متكلّمين قايل هستند به اينكه صفات خداوند عين ذات اويند. ١ ازين عبارت دانسته ميشود كه عدهاى از دانشمندان محقق اهل سنت قول اماميه را پسنديدهاند، مندرجات اين رساله مورد تأييد جمعيت العلماء نيز قرار گرفته است.