متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٧ - سبب احتياج موجودات امكانى
دارد، چيزيكه براى ما مشهود و محسوس و مجرب است اينست كه موجودات حسّى محتاج است و بدون سبب در دائره وجود قدم گذارده نميتواند و امّا اينكه سبب اين احتياج آيا خود وجود است كه فلاسفه ماركسى خيال كردهاند يا چيز ديگر، (كه بعدا بيان ميشود) نه محسوس است و نه قابل تجربه.
اگر خوانندگان هوشمند بياد داشته باشند ما سابقا تذكر داديم كه مادّيها عمدا و قصدا و يا غفلتا و جهالتا مسائل علمى و فلسفى را با هم خلط ميكنند و اكثرا بواسطه عدم مطالعه درستى توانائى و قدرت امتياز حدود فلسفه و علم را ندارند لذا اشتباهات آنان زياد ميشود
تجربه ميگويد موجود مادى در وجود خودش به سبب افتقار دارد، ولى بحث كردن از سبب اين افتقار از قدرت علم و ساينس خارج است و بايد خدمت فلسفه رسيد و از او استمداد و التماس كرد.
حالا اگر ازين اعتراض صرف نظر كينم، و فرضا سبب احتياج را مانند خود احتياج، حسى و قابل تجربه بدانيم ولى سؤال ديگرى كه بشكل ايراد قاطع متوجه آنها ميشود اينست كه تجربههاى علمى فقط در مورد بعضى از موجودات مادى است نه همه حوادث مادى تا چه رسد بممكنات غير مادى و چه ماند بودجب الوجود كه مجرد از زمان و مكان و مادّه و حتى از ماهيّت كه در فلسفه مدلل شده است ميباشد، پس بچه دليل بايد انكار وجود خداوند را نمود؟ مگر نه اينكه او واجب الوجود است و مفهوم وجوب استغناء از سبب و احتياج