متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٦ - معبود مادييّن سقوط ميكند
سوم خط باشد و هر پنج جزئى كه فرض ميشد بسيطاند تماما مركب ميشوند.
(٥) خطى را از چهار جزء فرض كنيد كه بالاى سر آن و زير آن خط، دو جزء ديگر قرار دارد كه در يك لحظه و بيك مقدار در حركت است، محل محازات آنها در موقع حركت جزء بفرض تركب جزء سوم و دوم و دو جزء متحرك ممكن نخواهد بود و انكار محل محاذات خلاف حس و وجدان است.
ازين چند دليل فلسفى باين نتيجه مىرسيم كه در جهان محسوس، مادهاى كه لا يتجيزى و بسيط باشد، وجود ندارد، هر ذرّه كه فرض شود حتما مركب است خواه علم تركب آنرا اثبات كند يا نه؟ وقتى هر جزء مادى مركب شد (از چند جزء كوچكتر خود) قهرا هر مركب ماده و صورت ميخواهد و بعبارت ديگر هر چيز مركب فاعل تركيب مىخواهد و هر مركب باجزاء خود و صورت دهنده خود احتياج و نياز دارد پس لابد موجود ديگرى است كه ذرّات را مركب كرده و بآنها صورت بخشيده، و ممكن نيست كه موجود مادى مبدء كائنات باشد بلكه خود او معلول و مخلوق سبب غير مادى ميباشد كه عبارت از ذات مقدس واجب الوجود و آفريدگار مجرد و غير مادى جهان هستى است.
اگر خواننده عزيز درين بيانات دقت كند يقين ميكند ماده ازلى نيست و نميشود علة العلل كائنات باشد پس بايد يا منكر قانون