متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠٥ - ماديها چه ميگويند؟
نميتواند ادعاى ازليّت آنها را بنمايد از كجا آمد بچه ترتيب از نيستى بوجود آمد؟ هر جوابى كخه مادى در حدوث اين صور بدهد، الهى همان جواب را در حدوث مادّه خواهد داد. و به سخن ديگر هر موجود مادّى بايد چهار سبب داشته باشد، فاعلى، غائى، صورى، مادى، يعنى هر مادّى مادّه ميخواهد ولى خود مادّه سبب مادى وصورى نمىخواهد، ابداعى است، و تنها سبب فاعلى و غائى لازم دارد.
(٤) هر موجود بايد در دائره زمان و مكان داخل باشد و موجودى كه خارج از آن فرض شود غير ممكن است.
اين ادعاء برخلاف علم و فلسفه است، زيرا فلسفه (كه قلمرو حكومت او بيشتر از علم است) ميگويد هر موجود مادّى و هر شئ جسمانى بايد زمان و مكان داشته باشد، نه هر موجود حتى اگر مجرد از مادّه باشد، بلكه ما در بحث صفات خداوند دليل عقلى بر امتناع زمانى و مكانى بودن خداوند ذكر خواهيم نمود، زيرا زمان و مكان مخلوق خداوند است نه محيط بر او (دقت شود).
(٥) حدوث مادّه محسوس نيست پس قديم است.
آفرين بر فكر مادى و روش ما ديگرى! اين آقاى گوينده اين قدر شعور نداشته كه ممكن است كسى اين گفته را عكس كند و بگويد قدم و ازليّت مادّه محسوس نيست پس حادث است.
خواننده گرامى بياد دارد كه ما بهمين زوديها حدوث سراسر جهان امكانى را مبرهن نموديم.